نوکری از اربابش سرپیچی میکرد. هرچقدر ارباب با نوکرش مدارا میکرد، نوکر جریتر میشد. بعد از بارها بخشش و گذشت، طاقت ارباب تمام شد و او را از خانه بیرون انداخت. نوکر سرگردان کوچه و بازار شد. ساعاتی بعد، ارباب در خانه نشسته بود که ناگهان سر و صدای بیرون از خانه توجه او را جلب کرد. انگار صدای دعوا بود. بیرون از خانه رفت تا ببیند قضیه از چه قرار است. ناگهان چشمش افتاد به یک عده که دور نوکرش حلقه زده بودند و او را میزدند.
ارباب با خشم به آنها حمله کرد و آنها را از نوکر دور کرد. نوکر را به خانه برد. در حالی که ارباب مرهم روی زخمهایش میگذاشت، نوکر با چشمهایی شرمنده و گریان از ارباب سؤال کرد: مگر من را بیرون ننداختید؟ چرا دوباره به سراغم آمدید و من را از زیر آن مشت و لگدها نجات دادید؟
ارباب جواب داد: هرچه باشد، من برای تو وقت گذاشتم، هرچه باشد تو یک زمان در این خانه بودی و تو را به اسم من میشناسند.
...یا اباعبدالله...این نوکر هرچقدر هم حرفتان را گوش نکرده باشد، اما بازهم او را به نام تو میشناسند...
پ.ن:
قصه بالا، قضیه این روزهاست. عدهای از خدا بیخبر میخواهند به دونفر که جرمشان ظاهری حزب اللهی است، ظلم کنند. دعا کنید در وهله اول، حق این بچهها پایمال نشود و مشکلشان حل شود. و در وهله دوم، این افراد ظالم هدایت شوند.
امام صادق (ع) :
یکی از نشانه های ولد الزنا دشمنی با
ما اهل بیت است.
(امالی شیخ صدوق -ص338)

(صورت كثيف و نحس شاهين نجفي، قبل از به هلاكت رسيدن)
امروز از صبح اسم فردي به نام "شاهين نجفي" به گوشم ميخورد. دقايقي پيش از يكي از دوستان پرسيدم قضيهاش چيست كه بچههاي حزب اللهي گوگل پلاس و فيس بوك و ...، مدام به او فحش ميدهند و عليهاش مطلب شِير ميكنند؟ گفت: شاهين نجفي يك خواننده است كه يك آهنگ رپ خوانده و در آن به ساحت مقدس حضرت امام هادي (ع) جسارت كرده، و همچنين روي كاور سي دي آن به حرم آقا امام رضا (ع) توهين كرده است. وقتي توهينها را يك به يك برايم تعريف كرد... كه ای كاش بميرم...
چيزي كه يك مقدار به قلبم تسلا داد، حكم ارتداد اين موجود حرامي بود كه توسط حضرت آيت الله صافي گلپايگاني (حفظه الله) اعلام شد.
![]()
آنطور كه نقل ميكنند و بعضا در وبلاگها خواندم، نيروهاي امنيتي، نامهاي به امضاي حاج قاسم سليماني را داخل پنتاگون ميبرند؛ و يا آنطور كه ديديم ريگي را از روي هوا پايين مي آورند و دستگير ميكنند؛ در مركز نيويورك، مردم اين كشور پرچم جمهوري اسلامي را به نشان حمايت بالا ميبرند، و در شرايطي كه امام خامنهاي و انقلاب اسلامي هزاران فدايي دارد، تأديب اين موجود كثيف، براي نيروهاي امنيتي جمهوري اسلامي كار بسيار آساني است. همچنين باعث عبرت گرفتن ديگران نيز ميشود تا ديگر كسي جرأت نكند دل امام زمان (عج) را بشكند.
حضرت امام روح الله (قدس الله سره):
هر که به رسول خدا اهانت کند، هر که به ائمه خدا اهانت کند
واجب القتل است.
بيانات امام در جمع وعاظ و روحانيون تهران، صحيفه نور، ج8، ص66.
قبل از دور اول انتخابات مجلس نهم، يك سري از دوستان قصد كردند يك نظرسنجي انجام دهند كه اين مأموريت را به بنده و چندنفر از دوستانم سپردند. خاطرههايي كه از اين مسئله دارم، الحق و الانصاف جا دارد يك كتاب شود. در تهران، افرادي حزب اللهي و ولايتمدار ديدم، تا معتادي كه در ميدان شوش همه شخصيتهاي سياسي را ميشناخت، تا جواني كه قصد خودكشي داشت و به مقدسات توهين ميكرد.

اما در بين همه اين حوادث، يكي از آنها در ذهنم نقش بست، و آن، آن لحظهاي بود كه حوالي ساعت ۱۰ شب در شهرري، به سمت جواني هم سن و سال خودم رفتم و به او گفتم افرادي را كه نام ميبرم ميشناسي يا نه؛ اما او حتي حدادعادل را كه چهارسال رئيس قوه بود نشناخت، چه برسد به ديگر نمايندگان مجلس.
بعد از تمام شدن سؤالاتم، با لحني درددلآميز گفت: "ما در بدترين نقطه شاهعبدالعظيم زندگي ميكنيم، خانهمان كاهگلي است، فكر كنم بتوان گفت در خرابه زندگي ميكنيم. از صبح سركار ميروم تا شب، تا بتوانم نان شبمان را در بياورم، الان هم از شدت خستگي و خواب سرم گيج ميرود، ميخواهم به خانه بروم و بخوابم. با اين حال و ضعي كه دارم، شناختن يا نشناختن نام شخصيتهاي سياسي كه نام بردي، سودي هم به حال من دارد؟ اين وضع زندگي من را تغيير ميدهد؟"
بعد از خداحافظي، يك لحظه دعواهاي سخيف برخي چهرههاي سياسي از ذهنم عبور كرد، همانهايي كه فكر ميكنند هدف از به مجلس رفتن، يقه ديگران را گرفتن است. انگار نه انگار مردمي هم وجود دارند، انگار نه انگار مردم درد دارند و انگار نه انگار اگر در اين دنيا نظارتي بر نمايندگان نباشد و كسي نباشد جلويشان را بگيرد، قطعا در آن دنيا بايد پاسخگو چهارسال مسئوليت خود باشند. انشالله طوري عمل كنند كه بتوانند.

مرحوم مطهري در مراجعت از اين ملاقاتها بسيار مشعوف بودند، و ميفرمودند: در يكبار كه خدمتشان بودم از من پرسيدند: نماز را چگونه ميخواني؟ عرض كردم: كاملا توجه به معانيِ كلمات و جملات آن دارم!
فرمودند: پس كِي نماز ميخواني؟! در نماز توجهات به خدا باشد و بس! توجه به معاني مكن!
انصافا اين جمله ايشان حاوي أسرار و دقائقي است، و حقّ مطلب همينطور است كه افاده فرمودهاند.
چرا كه در نماز اگر انسان متوجه معاني نماز شود كه مثلا إيّاكَ نَعبُدُ وَ إيّاكَ نَستَعينُ به معني آنست كه: من فقط ترا عبادت ميكنم و از تو سعادت ميطلبم، ذهن و فكر نمازگزار بدين حقيقت متوجه بوده و از توجه كامل به خدا غافل است؛ در حاليكه بايد توجه صددرصد به سوي خدا باشد و مخاطب فقط خدا باشد، و در اينصورت ديگر توجه به معني نيست مگر به نحو آلي و مرآتي، همچنانكه در نماز نبايد انسان توجه به الفاظ و عبارات آن داشته باشد مگر توجه آلي و مرآتي. زيرا اگر توجه به الفاظ نماز از صحت ادا كردن و تجويد آن أداءِ از محارج آن شود، ديگر آن نماز،نماز نيست؛ نه توجه به خداست و نه توجه به معني.
ولي اگر توجه به خدا شود و انسان در خطاب و مكالمهاش با خدا لحظهاي فرود نيايد، نه فكر الفاظ خود بخود به نحو آلي و مِرآتي يعني با نظر غير استقلالي آمده و به دنبال، جميع معاني نيز به طريق آلي و مِرآتي نه با نظر استقلالي آمده و همه به نحو صحيح و مطلوب أدا شده است بدون آنكه در توجه تامّ به خداوند و حضور قلب خللي وارد آيد.
* منبع: روح مجرّد/ علامه سيد محمد حسين حسيني طهراني ص 161- 162
پ ن:
1. خودم چيزي نفهميدم، لذا عين متن را نوشتم.
2. عكسهاي بيشتر از سيد هاشم حداد
3.
حاکى است از وقایع ما کان و ما یکون
متن صحیفه اش که به قرآن برابر است
و ما همان هاییم که پرچم اسلام را در آن سوی افق بر زمین خواهیم کوبید...